تبليغاتX
دستم به داد دهانم نمي رسد
شعر
سلام

این روزها خیلی درگیر کارهای روزمره شدم و خلاصه ببخشین اگر دیر به دیر به روز می کنم

این هم یه شعر جدید برای شما دوستان :

باد می آید

و از پنجره های اتاقت زنی عبور می کند

که نمی دانی در کدام ریشه با تو می لرزد

آنوقت ها فکر می کردم

هر وقت دیوار ها داد می زنند

پنجره ها از خودشان صدا در می آورند

و باد ها عاشقشان می شوند

حلا می بینم

همه چیز از زنی شروع می شود

که به جان پنجره ها افتاده.

                               ۲۹ / ۹ / ۸۶  

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 12:14  توسط محمد سوری  |