تبليغاتX
دستم به داد دهانم نمي رسد
شعر
سلام به همه دوستان

روزهای پایانی سال است  یک سال هر چه بود خوب و بد گذشت و سال دیگری آغاز می شود سال دیگری که شاید اتفاقاتی بهتر یا بدتر برایمان بیفتد ما به هر حال حرکت می کنیم و طبیعت جریان دارد  ازژیش فرا رسیدن سال ۱۳۸۷ هجری خورشیدی را به همه تبریک می گویم و امیدوارم سالی سبز و خوشی را در ژیش داشته باشین

یک روز شعر من از یک صدا گم شد

 پیچید دور صدا بی صدا گم شد

تا آمدم به خودم نا گهان دیدم

یک موج دور سرم بی هوا گم شد

گفتم دچار غزلهای بی وزنم

یک مشت قافیه اما چرا گم شد

لرزید پنجره ها دورتر دیدم

مردی شبیه خودم بی صدا گم شد

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 15:20  توسط محمد سوری  | 

سلام

امیدوارم حال همه شما دوستان خوبم خوب باشه

با چند خبر  در خدمت شما هستم

۱) مجموعه غزل دوست شاعرمان جناب آقای حسن یعقوبی به اسم سپیده دم سکوت به چاپ رسید که شما می توانید از غزلهای زیبای ایشان استفاده کنید

۲) چاپ دوم مجموعه شعر دستم به داد دهانم نمی رسد  نیز منتشر شده است که دوستان می توانند این کتاب را از کتابفروشیهای تهران و نیز از انتشارات طراوت واقع در میدان بهارستان خیابان مجاهدین اسلام کوچه شهید کشمشی تهیه کنند

و حالا یک شعر جدید برای شما دوستان :

چقدر نق می زند

زنی که روبرویم ایستاده

هر بار که پنجره را باز می کنم

تا احساسم را به باد بدهم

جیق می کشد

زنی که نمی دانم از کدام سمت می وزد؟

نگاه می کنمش

هنوز هم خیال می کند عاشقم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 11:7  توسط محمد سوری  |