|
|
|
|
|
با سلام به نظر شما اگر کسی فقط در عرصه کلام و کلمه به پختگی و مهارت کافی برسد و نامش در تمام انجمنها و حوزه های هنری بدرخشد شاعر است و بزرگ شده است ! بسیار انسانها را می بینیم که یا در کلام شاعرانه ضعیفند و یا در محافل ادبی از آنها یاد نمی شوند اما به جرعت می گویم بسیاری از آنها شاعرترند از بسیاری دیگر مگر نه اینکه احساس و معرفت شاعرانه همیشه جوهره وجودی یک شاعر را پر می کند من به جرات می گویم بسیار شاعر نماهایی را دیده ام که در شعر و شعریت در حد کمالند لیکن از این درونمایه اصلی محروم مانده اند و ذاتی بر خلاف آنچه باید باشند دارند شاعری که در کنار پنکه یا کولر می نشیند و با تخیل خدا دادی ا ش خود را به حس می برد و شعری عمیق مثلا در رابط با فقر می نویسد در حالی که تحمل یک شب گرسنگی و فقری که در شعر توصیف می کند را ندارد او که تنها در مجالس شاعرانه میان دوستان مثل خودش بزرگ می شود و شاعر است و شعر را ویژه افراد خاص می داند و مردم را عوام می داند شاید یادش رفته که وظیفه یک شاعر چیست ؟ و چه دین بزرگی به مردم خود دارد ؟ مردم شاعران را دوست دارند و آنها را پیامبران خود می دانند و وای به حال ما که رسالت خویش را از یاد برده ایم شعر که نان نمی شود نان که شعر نمی شود از هر طرف که نگاه می کنی نمی شود که عبور کنی این خیابان را بدون اینهمه راه راه سفید |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه سوم اردیبهشت 1387ساعت 15:29 توسط محمد سوری
|
|
||